چه خبر است؟ در دنیا، در زیر این آسمان مگر چه چیزیست که به نالیدن بیرزد!؟ در برابر وحشی ترین تازیانه ها، سکوت مردانه و غرورانگیز نباید بشکند. در برابر هیچ دردی لب مرد به شکوه نباید آلوده گردد. سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش تنها میتوانند مرا به سکوت وادارند. شجاع، به همدرد نیازمند نیست، از ناله شرم دارد. مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمیگذارد. زندگی اش از او دفاع میکند، زمان تبرئه اش میکند.
پروردگارا ! سپاس بخاطر همه الطاف و حمایتهایی که در زندگی نسبت به من داشته ای و من به وضوح و با تمام قلبم دریافته ام که اینها اجابت درخواستهایی بودست که در موقعیت نیاز از تو داشته ام ...
و از من درگذر و مرا ببخش از بابت همه ناسپاسی هایم، فراموشی هایم و سستی هایم، پس از آن که درخواستم را پاسخ گفته ای ...
پروردگارا، من به کمک تو، عنایت تو، محتاجم ... خدایا محتاجم، محتاجم، محتاجم ... بسیار بیش از آن که می اندیشم و می پندارم به تو محتاجم !
و بدون آن، در نقطه ای بدون تحرک خواهم ماند ... و هیچ از من بر نمی آید ... رکود محض ... مگر آنکه نگاهت سوی من باشد ... و من این حمایت بی نظیر را درک خواهم نمود ... هر آن که این ارتباط متقابل، متعادل شود، من به طرز معجزه آسایی توامند و سرشار از اراده بوده ام !
ساده می گویم ... من یک معلولم و نه بیش از آن، بیا و لحظه به لحظه علت من باش ...