چه خبر است؟ در دنیا، در زیر این آسمان مگر چه چیزیست که به نالیدن بیرزد!؟ در برابر وحشی ترین تازیانه ها، سکوت مردانه و غرورانگیز نباید بشکند. در برابر هیچ دردی لب مرد به شکوه نباید آلوده گردد. سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش تنها میتوانند مرا به سکوت وادارند. شجاع، به همدرد نیازمند نیست، از ناله شرم دارد. مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمیگذارد. زندگی اش از او دفاع میکند، زمان تبرئه اش میکند.
چه می کنی ؟ چه می کنی ؟ درین پلید دخمه ها سیاهها ، کبودها بخارها و دودها ؟ ببین چه تیشه میزنی به ریشه ی جوانیت به عمر و زندگانیت به هستیت ، جوانیت تبه شدی و مردنی به گورکن سپردنی چه می کنی ؟ چه می کنی ؟ چه می کنم ؟ بیا ببین که چون یلان تهمتن چه سان نبرد می کنم اجاق این شراره را که سوزد و گدازدم چو آتش وجود خود خموش و سرد می کنم که بود و کیست دشمنم ؟ یگانه دشمن جهان هم آشکار ، هم نهان همان روان بی امان زمان ، زمان ، زمان ، زمان سپاه بیکران او دقیقه ها و لحظه ها غروب و بامدادها گذشته ها و یادها رفیقها و خویشها خراشها و ریشها سراب نوش و نیشها فریب شاید و اگر چو کاشهای کیشها بسا خسا به جای گل بسا پسا چو پیشها دروغهای دستها چو لافهای مستها به چشمها ، غبارها به کارها ، شکستها نویدها ، درودها نبودها و بودها سپاه پهلوان من به دخمه ها و دامها پیاله ها و جامها نگاهها ، سکوتها جویدن برو تها شرابها و دودها سیاهها ، کبودها بیا ببین ، بیا ببین چه سان نبرد می کنم شکفته های سبز را چگونه زرد می کنم "ماخ "
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
P.S.
روزی که "من" پرتلاطم و پرجوش و خروش تو به مراتب پررنگ تر و خوش رنگ تر از "ما"ی ساده و آرام و ساکت بی آلایشمان می نمایاند ! روزی که "من" می خواهد لذت ببرد فقط ! و برای خودش باشد فقط ! و همین را هم تجویز می کند برای برای "تو" ... همان روز بی حوصلگی "من" !! و "تو"یی در آستانه متلاشی شدن ... آن روز آمد و از "ما"ی سابق جز تکه هایی جدامانده از "من" و "تو" نماند ... "تو" ی قسم خورده بر دوری از "من" !! و "من"ی امیدوار به اینکه هرگز "تو"یی نبیند که بخواهد با او "ما"یی کند ! آنچنان مطرود و مهجور که انگار هرگز "ما"یی در میان نبوده است ! این جا نقطه پایان "ما"ی ماست ! "ما"ی مسکوت و آرامی که آنقدر دم برنیاورد و تضعیف شد که مرگ را هم به تجربه هایش افزود !
و این سو "من" است و تکه تکه هایی که هر کدام می توانند با او "ما" شوند ... "ما"یی نو ! نه هرگز مانند آن "ما"ی سابق ... که شاید بهتر از آن ! و شاید شبیه و شاید بی هیچ ربطی !!!
او بخشاينده ايست كه قران را اموخت ... انسان را خلق نمود و او را "بيان" آموخت ... خورشيد و ماه را حسابي است ... و ستاره و درخت او را سجده كننده اند ... آسمان را بنا نهاد و نظام سنجشي را وضع نمود كه نمي بايست بر آن ظلم روا داريد ... بر اساس برابري بسنجيد و در اين سنجش كوتاهي مكنيد ...
و زمين را جايگاهي از براي انسان قرار داد كه در ان "ميوه"هايي گوناگون و درختان نخل پوشيده شده است و "دانه" اي كه صاحب برگ و بويي است ...
پس كدامين نيكي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ او كه انسان را از صلصالي مانند گل كوزه گران پديد آورد و جنينان را از شعله اي از جنس آتش آفريد پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ اوست كه پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است ... پس كدامين نيكي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ او دو دريا را به گونه اي متصل بهم آميخت و حائلي ميان آنها قرار داشت كه هرگز تجاوز نكنند ... پس كدامين خوبي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ او از آنها دُر و مرجان خارج نمود پس كدامين نيكي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ و كشتي هاي در گردشش كه همچون كوهي در دريا ها حركت مي كنند... پس كدامين نيكي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ هر آن كه بر روي آنست از ميان رونده و فانيست ! آنكه كه باقي مي ماند ذات پروردگار با شكوه و سخاوتمند توست ! پس كدامين نيكي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ هر چه در آسمانها و زمين است هر روز در حالي كه به كار خود مشغول است از او درخواستي مي كند ! پس كدامين خوبي هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ اي هر دو گروه صاحب وزن(توشه) به حسابهايتان خواهيم پرداخت ! اي گروه جن و انس اگر مي توانيد از مرزهاي آسمان و زمين خارج شويد، خارج شويد و نخواهيد شد مگر به فرمانروايي من! پس كدامين لطف هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ بر هردوي شما شراره هايي از آتش و نحسي فرو مي فرستد پس نجاتي در كار نخواهد بود ! پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ پس آن زمان كه آسمان شكافته شود همچون گلي سرخ رنگ وهمچون گدازه است! پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ در چنين روزي هيچ انسان و يا جني از براي گناهش پرسش نخواهد شد ... پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ مجرمين از روي سيمايشان شناخته خواهند شد سپس ار موي پيشاني و پاهايشان گرفته خواهند شد! پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ اين همان جهنميست كه مجرمين آنرا تكذيب مي كنند ! اكنون در ميان آن و در ميان آتش سوزنده اي مي گردند ! پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ و براي آنكه از مقام پروردگارش خوفناك شود دو بهشت خواهد بود ! پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ كه دارنده ي نعمتهاييست ! پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ در اين دو بهشت دو چشمه ي روان است ... پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ در اين دو از هر ميوه اي زوجيست ... پس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را منكر مي شويد ؟ . . . . مبارك باد نام پروردگارت كه دارنده ي شكوه و بخشندگي است !