چه خبر است؟ در دنیا، در زیر این آسمان مگر چه چیزیست که به نالیدن بیرزد!؟ در برابر وحشی ترین تازیانه ها، سکوت مردانه و غرورانگیز نباید بشکند. در برابر هیچ دردی لب مرد به شکوه نباید آلوده گردد. سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش تنها میتوانند مرا به سکوت وادارند. شجاع، به همدرد نیازمند نیست، از ناله شرم دارد. مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمیگذارد. زندگی اش از او دفاع میکند، زمان تبرئه اش میکند.
هر "حقیقت"ی در طول تاریخ پیوسته مورد هجوم واقع شده ... مورد هجوم کینه ، جهل و یا هر دو باهم !! خواه این حقیقت در قالب یک مکتب و عقیده باشد خواه در وجود یک انسان. چرا که حق در ذاتش ظلم ستیزی و عدالت محوری وجود دارد و ناخودآگاه روی بسویی دارد که غیرحق و حقیقت و یا خرافه و کذب را نابود سازد. و از همین روست که دشمن پرور نیز خواهد بود. و این دشمنی گاه همان منحرف کردن یک اصل یا حقیقت است. و چه از روی عمد و چه از روی جهل تاثیر منفی و ویرانگر تقریباْ یکسانی خواهد داشت.
"... در آن مسجد نشسته بودم .. حال عجیبی بود .. دیدم مردی با عبای سبز با چهره ای نورانی به سمت من آمد .. دستی بر سر من کشید و تامش را پرسیدم و او گفت من مهدی هستم و ناگهان غیب شد!!! " "آن مرد در عالم خواب و بیداری در جلوی چشمانم ظاهر شد .. گفت باید این داستان را برای ۱۰۰۰ نفر نقل کنی و آنها هم همین طور تا حاجتت برآورده شود و ناگهان همچون برق و باد ناپدید گشت" "در بیابان راه می رفتم .. مردی به همراهی من آمد .. ناگهان ( رو هوا!!) گفتم السلام علیک یا آقا امام زمان .. و آن مرد گفت سلام علیکم ! " وقتی برگشتم دیدم نیست ! و تازه فهمیدم وا حسرتا که او امام زمان بوده !! "
قطعاْ مشابه چنین روایت هایی زیاد به گوشتان خورده است ! هر انسان با فکر آزاد خواهد پرسید این امام زمان شما شعبده باز است - جادوگر است - جن است یا دیوید کاپرفیلد ! چنین اراجیفی را تحویل یک جوان می دهند و قرار است این جوان به چه عقیده و مسلکی گرایش پیدا کند !؟ این حرف ها را با این منظور پخش می کنند که .. بله!! ما هم هستیم و یا به خاطر جهل و حماقت میخواهند به این روش وجود امام زمان را اثبات کنند !!
۱۲۰۰ سال است که مهدی موعود مورد احترام و تقدیس ماست . نیمه شعبان را جشن می گیریم. در جمکران به دنبالش می گردیم تا چشممان به جمال نورانی اش روشن شود و ... اما هرگز نمی دانیم و نمی پرسیم این مهدی واقعاْ کیست، چیست ، از کجا آمده ، برای چه آمده ، بین ما که نیست پس چه سودی به ما می رساند، اگر نباشد مگر چه اتفاقی می افتد، و در یک کلام فلسفه این مهدویت چیست !
گروهی با عنوان روشن فکران به اصطلاح متجدد نوگرا .. در پاسخ به چنین تفکری می گویند کدام مهدی ! کدام امام عصر ! اصلاً مگر می شود شخصی ۱۲۰۰ سال عمر داشته باشد . کجا پنهان شده است که هیچ خبری از او نیست؟ .. این حرفها خرافه است. این ها را این آخوند ها به خورد ما می دهند تا ما را فریب دهند .. اگر نباشد مگر چه اتفاقی رخ می دهد . این ها اراجیفی است که این اعراب به خورد ما داده اند و ...
از آن طرف روحانیون سنتی هستند که در پاسخ می گویند .. ای مشرک کافر بی دین !!! تو چه کار داری که او از کجا آمده ! اصلاً خودت از کجا آمدی ؟! .. خدا خواسته که او باشد ! تو می خواهی در کار خدا دخالت کنی ؟! خدا می خواهد او بیاید و مظلومان را نجات دهد و لشکر بکشد به آمریکا و اسرائیل و آنها را شکست دهد و ... ای کفار بی خدا ! ما به دنبال زندگی ملکوتی و اخروی هستیم و از دنیای مادی و اه و اووه و .. شما دوری می کنیم و خدا ما را می برد بهشت و آنجا با حوری ها شهد و عسل و انگور و اشربه بهشتی می خوریم ولی شما را می برند جهنم و باید آتیش بخورید و سیخ داغ به فلان جایتان می زنند و ... ای امام زمان خودت بیا و با آن شمشیر چنین و چنانت شکم اینها را پاره کن !!
اگر همین گروه سوار بر مرکب مملکت داری و حکومت باشند که مصیبت است ! می گویند چون ما حکومتمان حکومت خدا و پیامبر و علی و عدل و اسلام است شما باید آن را بپذیرید و اگر هم فساد هست که دیگر کنترلش نمی توان کرد و خود امام زمان باید بیاید و چون این فساد موجب تسریع فرج امام می شود پس باز هم شما باید ما را بپذیرید.و این چنین است که عملاً از مسئولیت شانه خالی میکنند! این جاست که انتظار یک انتظار بی معنی و ظلم پرور خواهد بود ! و حتی می تواند به شدت مخرب نیز باشد.
"چون امام نیست، جهاد و تلاش و عقیده هم نیست. البته نائب امام هست اما نه برای جهاد. برای اخذ مالیات و گرفتن سهم امام غائب! اسلام اجتماعی تعطیل است و افتتاح نمی شود تا خودش بیاید و در را باز کند! امر به معروف و نهی از منکر هم تعطیل است جز در مسائل فردی و اخلاقیات شخصی و نصیحت های دوستانه راجع به فوائد کارهای خوب و مضرات کارهای بد! و جلوگیری از منکرات اجتماع از قبیل حرف دنیا در مسجد زدن و انحرافات از قبیل خوردن زرد الو با ماست و بدتر از آن گذاشتن موی سر و نگذاشتن موی صورت!"(علی شریعتی. تشیع علوی، تشیع صفوی. صفحه ۲۲۰)
در چنین دیدگاهی معنی انتظار می شود یک مسئول که تمام فکر و ذکرش چاپیدن مال مردم است و هر چه بیشتر برجسته کردن شکم ! و جوان کارش این است که برود دنبال نخود سیاه .. که آن گروه اول هم راحت تر باشند ! و البته همه این ها وقتی نام مهدی می آیند ۳ تا صلوات می فرستند. با چنین روشی هر خبطی می کنند و مرتب هم می گویند .. ای بابا ! مهدی پس کی ظهور می کنی !!!
رهبران ای گروه چه کسانی هستند .. همان ها که .. "تنها کارشان برای دین مردم پیش نمازی، تنها اثر علمی شان در انجام رسالت خطیرشان رساله، تنها رابطه متقابلشان با اجتماع دستی برای گرفتن و دستی برای بوسیدن و تنها اجتهاد و جهادشان در رهبری مردم و مسئولیت جانشینی پیغمبر مرور مکرر و یکنواخت دو کلمه ی یجوز و لا یجوز!" (علی شریعتی. انتظار،مذهب اعتراض. صفحه ۳۲)
حال اصلاً باید دید این انتظار چیست و فلسفه آن چیست ! پیش از هر چیز باید دانست که محبت و احترامی که فاقد معرفت باشد با بت پرستی هم ارز خواهد بود. اصلاً مهم نیست که مهدی الان کجاست .. در حرم کدام امام است و دارد چه می کند و یا در کجا پنهان می شود. مهم این است که بدانیم مهدی نشان و نماد چه چیزی است. فلسفه ی وجودی او چیست ! مهدی با بقیه انسان ها تفاوتی ندارد و آنچه که او را متمایز می کند تفکر و فلسفه ای است تحت عنوان مهدویت و انتظار که حتی در سایر مکاتب و جهان بینی ها هم وجود دارد. فوتوریسم یا همان اعتقاد به مصلح آخرالزمان در زرتشت با "سوشیانت پیروز کننده" ، در هندو با "آواتارا" در بودا با "بودای پنجم" ، در یهود با "مسیح" و یا حتی "محمد" و در شاخه ای از اهل سنت با "محمدابن حنفیه" و غیره معنا یافته است.
این که می شود یک نفر طول عمرش ۱۲۰۰ سال باشد را بگذاریم کنار و بپردازیم به اینکه آیا این مهدویت و انتظار فایده ای هم برای ما دارد !!؟ می تواند سرنوشت و اجتماع ما را تحت الشعاع قرار دهد و آیا می تواند در زندگی قبل از مرگ ما تاثیر مثبت بگذارد یا خیر ! و اصلاً درمورد هر مسئله دینی یا اعتقادی باید چنین نگاهی را تقویت کرد.
تقریباً در هر فرهنگ و مکتبی چنین اعتقادی وجود دارد که در قدیم یک شرایط ایده آلی وجود داشته و بعد از بین رفته و در آینده یک انقلاب نهایی و بازگشت به آن ایده آل اجتماعی ویا به قولی درک مدینه فاضله قرار است اتفاق بیفتند. و مفاهیم زیادی در پشت این قضیه نهفته است .
انتظار در واقع به معنای اعتراض است و به معنای نفی کردن و نه گفتن به هر آنچه که ما را از آن مدینه فاضله دور می کند. نه گفتن به وضع موجود و آماده شدن برای یک انقلاب عظیم! انتظار باید انسان ساز باشد و باید وجه تمایز باشد بین کسی که به مهدی اعتقاد عملی دارد و آنکه ندارد. و اگر در خود چنین تفاوتی را احساس نکنید نمی توانید خود را منتظر نام بنهید ! زمان انتظار یا به تعبییری غیبت، دوران مسئولیت است و عمل !! .. یادمان باشد دوران عمل است نه دوران فکر ! مسئولیت هر کس عملی است که باید از او سر بزند نه فکری که در سر دارد. به این معنا که هر اقدام و عملی که در این دوران انجام می دهی .. مبارزه ای که علیه استبداد انجام می دهی .. اعتراضی و ابراز خشمی که به ظلم پنهان شده در پشت نقاب دین و مذهب مصلحتی ابراز می کنی .. هر شکنجه و زندانی که می کشی .. و هر چقدر که ناخنت را کشیدند و آتشت زدند بدان این درد و عذاب ها بی نتیجه نخواهد ماند و زنجیره ی همه این اعتراض ها (یا انتظارها) منتهی میشود به یک انقلاب و پیروزی نهایی ! مهدی می آید با شمشیر برنده حق و آتش سوزاننده ظلم و انتقام همه این درد کشیدن ها را که در طول تاریخ رخ داده خواهد گرفت و بنابر روایات محکم اولین اقدامش نیز این خواهد بود که آن چنان از روحانیون رسمی دینش خواهد کشت که در جوی ها خون به راه افتد.
این تفکر یاُس را خواهد کشت و این امید را احیا خواهد کرد که اگر تو کاری کردی و اعتراضی کردی و رنجی کشیدی و حتی جانت را دادی کار تو ناتمام نخواهد ماند و خونت پایمال نخواهد شد و حرکت تو به پایان می رسد. مهدی وجود دارد . مهدی بعنوان یک تفکر و نه تجسمی از یک شخص. اگر قرار باشد در خوشی و نشاط زندگی کنی ، خوش و خوشحال و سرمست و هیچ دغدغه و نگرانی نداشته باشی جز افزودن بر مالت و پیش رفتن شکم و خوش بودن به زیر شکم ، پس تو انتظار چه را و که را می کشی !؟!؟
"انتظار مذهب اعتراض است. بر این اساس که اصولاً آدم منتظر یک حادثه یا ظهور یک آدمی هست. راضی نیست والا منتظر تغییر نیست. خشنود در انتظار تغییر نیست. ناراضی در انتظار تغییر است. بنابراین خود انتظار داشتن در ذاتش نسبت به وضع موجود اعتراض داشتن است."(علی ،بنیان گذار وحدت - ص ۱۲۲)
می بینیم که انتظار یک اعتقاد بی هدف و پوچ نیست،بلکه انتظار منفی و خرافی است که نه تنها بی معنی است و بی فایده بلکه می تواند به شدت ویران گر و ظلم پرور هم باشد. "شیعه با انتظار، یک فلسفهی سیاسی و مکتب اجتماعی پیدا میکند که به همان اندازه که امروز منحط و ذلت آور و ضد مردم و نسبت به انسان و آزادی واندیشهی انسانی اهانت آمیز و نفی کننده ی مسئولیت های اجتماعی و یاس آور و تسلیم بار نشان داده میشود و جز برای تودهی سر به زیر که عمل میکنند اما فکر نمیکنند و میپذیرند ولی نمیفهمند اساسا قابل دفاع نیست، درست به همین اندازه مترقی و عزت آور و مردمی و نسبت به انسان و اراده و آزادی و اندیشهی انسانی، حرمت آمیز و تثبیت کنندهی مسئولیت های اجتماعی و بخشندهی خوش بینی تاریخی و استقلال عقلی و روحی است". (دکتر علی شریعتی)
همین انتظار منفی است که می تواند یک ملت را ۱۲۰۰ سال به جمود و رکود بکشاند و موجب درجا زدن بشود. یکی آن بالا در اندیشه دزدی از مردم ، آن یکی در اداره اش دنبال رشوه و فساد خودش ، و جوانی که فکر و ذکرش می شود سطح و ظواهری و مشغول شدن به درس و دانشگاهی که پیش از آنکه وظیفه اش پروراندن تفکر و عقل باشد وظیفه اش میخ کوب کردن او در جای خودش است و دوختن دهانش! و باز تا نام مهدی می آید : الهم صل علی محمد و آل محمد ... +وعجل فرجهم !!!
در یک چنین آشفته بازاری مهدی بیاید که چه بشود ! هر کس دیگر هم بود ۱۰۰۰ سال دیگر هم نمی آمد. خودتان بگویید عملاً ما به "مهدی" اعتقاد داریم یا آن سیاه پوست بی دینی که برای استقلال و وطنش و یا تبعیذی که در مورد نژاد او روا داشتند به راحتی جان اش را زیر پای می گذارد! آن وقت مرتب مجله و نشریه و کتاب چاپ می کنیم ... که : دیدار با امام زمان، داستان های ملاقات فلان آقا با امام زمان(عج) !!! ... مشخصات چهره و قیافه و هیکل و غیره ی امام زمان و الی آخر ! خلاصه اش این که این آقایان تفکر و فلسفه عظیم و بزرگ انتظار را تبدیل کرده اند به انتظار برای یک جسم و نه انتظار برای یک حقیقت و فلسفه بزرگ با عنوان "مهدویت" .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *استفاده از دیدگاه دکتر شریعتی و سخنرانی ایشان در حسینیه ارشاد با عنوان "انتظار مذهب اعتراض" و همچنین برداشتی آزاد از مقاله دکتر رزم پا، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
It went from so good ... to so bad ... so soon So good , to sod bad , so soon But nobody told me, so i never knew It goes from so good, to so bad, so soon
It went from sunshine ... to shadows... to rain It went from passion ... to pleasure ... to pain From singing sweet love song, to cryin' the blues So good ... to so bad ... so soon
It started with words like forever And went from always, to sometimes, to never From give me some lovin' ... to give me some room So good ... to so bad ... so soon
It went ftom so good ... to so bad ... so soon So good, to so bad,so soon If nobody's told you, it's time that you know It goes from so good, to so bad, so soon .So good , to so bad , so soon
امروز سردمدار دولت مهرورزی و همراهانشون با وجود تدابیر شدید امنیتی در دانشگاه پلی تکنیک حضور پیدا کردند و یک بار دیگه خشم اقلیت(!)دانشجویان دانشگاه و همچنین تحسین اکثریت غالب بسیج دانشجویی دانشگاه های امام حسین و امام صادق که به دانشگاه پلی تکنیک اومده بودند رو بر انگیختن! و نهایتاْ بدنبال سرباز زدن احمدی نژاد از پاسخ به مسایلی همچون آزادی بیان- حقوق بشر در ایران - و حق تحصیل و اخراج دانشجویان برخی دانشگاهها ماجرا به تشنج و حتی درگیری مخالفین و موافقین انجامید.
حضرت ایشان در محیطی دانشگاهی و علمی مثل همیشه با ایراد سخنانی کاملاْ غیر علمی - غیر آکادمیک و عوام فریبانه موجب خشم بیشتر دانشجویانی شد که تصویر چند تن از دانشجویان اخراجیُُ - ستاره دار(دانشجویانی که علی رغم پذیرفته شدن در آزمون - اجازه تحصیلات تکمیلی در دانشگاههای دولتی به آنها داده نشده است) و عده ای از خبرگان علمی و نیز عکس وارونه احمدی نژاد را را در دست داشتند و با شعارهایی مانند "محمود احمدی نژاد، عامل تبعيض و فساد"، "مرگ بر ديکتاتور"، "نظامی حيا کن دانشگاه را رها کن"، "دروغگو بر بيرون" و... سخنانش را تایید می کردند ... سخنانی که تنها به درد همان سفرهای استانی و فریفتن عوام ظاهردوست می خورد تا با دیدن کاریکاتور به حرکت درآمده ای که فقط آنرا از پشت شیشه تلویزیون دیده اند به وجد بیبایند و با خواندن شعر "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" (در شرایطی که نمی دانند انرژی هسته ای را باید با هسته اش خورد یا بدون آن !!! ) و حتی مقایسه بی مناسبت آن با ملی شدن صنعت نفت - به استقبال او بپردازند ! ببینید رییس جمهوری که ادبیات سران دیگر کشورها را زیر سوال می برد از چه ادبیاتی برای پاسخ دادن سوالات بهره می برد ...
پاسخ ایشان به این که چرا دانشجوی پولی وجود دارد ؟
" احمدی نژاد به شدت با دانشجوی پولی و دانشجویی که فقط بخاطر پول دانشجو شده مخالف است"
واکنش احمدی نژاد به این نگرانی که پافشاری بر بحث انرژی هسته ای ارکان اقتصاد مارا با مشکل مواجه نکند : "تحریم اینها از دور مثل ماست میمونه ! وقتی جلوتر میری مثل دوغ میمونه .. و وقتی میخوریش میبینی آبه ... با دستیابی ایران به انرژی هسته ای ایران به قدرت بلامنازع جهان تبدیل خواهد شد "
=> اکثریت نادانشجو : تکبیر + انرژی هسته ای حق ... !
یعنی .. هیچی نگم !!!
و البته احمدی نژاد با اشاره به همین شعارها و اعتراض ها آنرا نشانه وجود آزادی دانست !!!! "این همه میگن خفقانه خفقانه داریم خفقانو میبینیم!! "
واکنش ایشان به انفجار ترقه ها : " "توپ، تانک، مسلسل، ديگر اثر ندارد."
تلویزیون هم با گزینش البته با ظرافت خود صحنه هایی را به نمایش گذاشت که نشان می داد فضای باز سیاسی یعنی ایییییییییییییییییییین !
درضمن با توجه به سخنانی که در مورد سوختن به خاطر ملت(در واکنش به سوزندن عکس ایشان) و مقایسه خود با شهید رجایی فرمودند من فکر می کنم تا چند وقت دیگه ایشان رسمن خودشون رو رجایی دوباره زنده شده معرفی کنند !
در حالی که این قوم سردمدار مهرورزی با توهّم هدایت یا اگر نشد شکست دشمن خیالی داعیه نابودی به یکباره هویت ما را در سر دارند ..